درود به دوستان شادانه
جمعه 22 مهر 1390برچسب:, :: 19:21 :: نويسنده : mojgan
حسین من تنها بود خسته از این دنیا بود آشفته و پریشون دنبال آشنا بود تو تنهایی و غربت به رود خونه نگاه کرد شاید خیال می کرد که میشه بش اعتماد کرد رود خونه فریبکارحسین و مهمونش کرد به جای میهمون داری سرش رو زیر آب کرد حسین من غریب بود تو دنیا بی نصیب بود خبر نداشت که اون رود دشمن جون او بود هر چه خدا خدا کرد به خدا التماس کرد اصلا صدا نیومد فریاد رسی نیومد تنها یه موج تابدار از اون دورا میومد از بس حسین ساده بود با موج نا آشنا بود خیال می کرد که اون موج فرشته نجات بود نه موج نبود اجل بود ازرائیل جونش بود درها به روش بسته شد چشماش بهم بسته شد رود خونه وجدان نداشت حسین مو دوست نداشت چونکه حسین رشید بود تو دنیا بی رقیب بود تنها تو کنج خلوت با سیاوش رفیق بود غریبه توی غربت کی گفت چی شد محبت به کی میگن دیوونه حرفاش چه بچگونه حسین من که خواب نیست یا قصه وکتاب نیست حسین من رشید یک سرباز شهید امام حسین یارش باش مونس و غم خوارش باش حسین خدانگهدار به امید روز دیدار.
روحت شاد مژگان کاظمی
ای یار من برادرم از برگ گل نازکترم از داغ تو بسوخت دلم صد پاره گشته جگرم آن پیکر رشید تو بوی بنفشه میدهد به لاله ها اقاقیا جان دوباره میدهد روح و روان وجسم تو آن قامت بلند تو دست اجل بر روی تو بردند با خود بوی تو فرشته های آسمان با خود بردند پیکرت از این جهان به آن جهان بردند یاد و خاطرت از غم تو برادرم ای تنها یارو یاورم از غم آن صلابتت از آن همه شجاعتت از آن همه طهارت و از آن همه صداقتت از غم تو برادرم آتش گرفته قامتم شعله گرفته دامنم از سر و پا تا پیرهنم آن هیکل رشیدت با خاک هم نشین شد آن خنده های نازت از دیده ها نهان شد با رفتن تو دیگر دنیا بهار ندارد عشق به زنده بودن دیگر معنا ندارد.
تقدیم به روح پاک برادرم مژگان کاظمی
نظرات شما عزیزان:
درباره وبلاگ
به وبلاگ من خوش آمدید آخرین مطالب
پيوندها
نويسندگان
|
|||
![]() |